Skip to content

www.ranjbaran.net

حزب رنجبران ایران

Menu
  • خانه
  • زیست محیطی
  • دیدگاه و مقالات
  • کارگری
  • آرشیو نشریه رنجبر
  • اسناد حزب
  • آثار کلاسیک مارکسیستی
  • تماس با ما
  • جانباختگان
  • ویدیوها
  • زنان
Menu

به مناسبت صدمین سال تولد فیدل کاسترو

Posted on 06/09/2026

۱۳ اوت ۲۰۲۶، صدمین سال تولد فیدل کاسترو است؛ شخصیتی که بیش از نیم قرن در مرکز یکی از مهم‌ترین تحولات سیاسی قرن بیستم قرار داشت. فیدل برای بخش بزرگی از نیروهای کمونیست، انقلابیون و جنبش‌های ضدامپریالیستی جهان، تنها رهبر یک انقلاب در یک جزیره کوچک کارائیب نبود؛ او به نمادی از مقاومت در برابر سلطه امپریالیسم آمریکا تبدیل شد.

امروز، صد سال پس از تولد او و ده سال پس از مرگش، بازگشت به فیدل و انقلاب کوبا تنها به معنای برگزاری مراسم یادبود نیست. برای کمونیست‌ها، مسئله مهم‌تر این است که تجربه انقلاب کوبا را از منظر تاریخ مبارزه طبقاتی، رابطه میان استقلال ملی و سوسیالیسم، نقش حزب و دولت، مناسبات قدرت و مسئله ساختن جامعه‌ای غیرسرمایه‌داری بررسی کنیم.

فیدل کاسترو در ۱۳ اوت ۱۹۲۶ در کوبا متولد شد. در سال‌های جوانی وارد مبارزه سیاسی شد و در شرایط دیکتاتوری فولخنسیو باتیستا، به یکی از چهره‌های مبارز مخالف حکومت تبدیل گردید. حمله به پادگان مونکادا در سال ۱۹۵۳ شکست خورد و فیدل دستگیر شد؛ اما این شکست پایان مبارزه نبود. پس از آزادی و تبعید، او همراه با گروهی از مبارزان به کوبا بازگشت و مبارزه چریکی در سیرا مائسترا را سازمان داد. سرانجام در اول ژانویه ۱۹۵۹، رژیم باتیستا سقوط کرد و انقلاب پیروز شد.

از انقلاب ملی – ضد  امپریالیستی تا انقلاب سوسیالیستی کوبا

اهمیت تاریخی انقلاب کوبا در این بود که یک جنبش انقلابی در حیاط خلوت امپریالیسم آمریکا توانست دیکتاتوری وابسته را سرنگون کند و سپس در برابر فشار عظیم اقتصادی، سیاسی و نظامی آمریکا مقاومت کند.

انقلاب در ابتدا صرفاً با شعار ساختن یک جامعه سوسیالیستی آغاز نشد. اما تضاد میان اهداف انقلاب و منافع طبقات مالک، سرمایه‌داران و منافع امپریالیسم آمریکا، روند انقلاب را به سوی تغییرات عمیق اجتماعی سوق داد. اصلاحات ارضی، ملی‌کردن بخش‌های مهم اقتصاد، گسترش آموزش عمومی و کارزار مبارزه با بی‌سوادی از جمله اقداماتی بود که ساختار اجتماعی و اقتصادی کوبا را دگرگون کرد.

در آوریل ۱۹۶۱، در شرایط حمله خلیج خوک‌ها و تشدید فشارهای آمریکا، فیدل رسماً ماهیت سوسیالیستی انقلاب را اعلام کرد. این لحظه از تاریخ انقلاب کوبا اهمیت ویژه‌ای داشت؛ زیرا انقلاب دیگر تنها مسئله سرنگونی یک دیکتاتور یا کسب استقلال سیاسی نبود، بلکه خود را در برابر نظام سرمایه‌داری و امپریالیسم قرار داده بود.

از این منظر، انقلاب کوبا یکی از نمونه‌های مهم قرن بیستم برای بررسی رابطه میان مبارزه ضدامپریالیستی و مبارزه طبقاتی است.

چرا فیدل به یک نماد جهانی تبدیل شد؟

فیدل در دوره‌ای از تاریخ ظهور کرد که استعمار و امپریالیسم در آسیا، آفریقا و آمریکای لاتین با جنبش‌های رهایی‌بخش گسترده‌ای روبه‌رو بودند. پیروزی انقلاب کوبا نشان داد که حتی در فاصله چند ده مایلی از خاک آمریکا نیز می‌توان علیه نظم سیاسی و اقتصادی مورد حمایت واشنگتن شورید.

کوبا به همین دلیل برای بسیاری از جنبش‌های انقلابی جهان به یک منبع الهام تبدیل شد.

حمایت کوبا از جنبش‌های رهایی‌بخش در آفریقا، آمریکای لاتین و دیگر نقاط جهان نیز بخشی از این میراث است. در شرایطی که بسیاری از دولت‌های جهان سوم میان فشار قدرت‌های بزرگ گرفتار بودند، کوبا تلاش کرد سیاست خارجی خود را بر پایه استقلال سیاسی و مخالفت با استعمار و امپریالیسم قرار دهد البته برای یک مارکسیست، نباید این مسائل را صرفاً در سطح قهرمان‌سازی از یک رهبر توضیح داد. انقلاب‌ها را افراد به تنهایی نمی‌سازند. انقلاب محصول شرایط مادی، تضادهای طبقاتی، مبارزه توده‌ها و سازمان‌یافتگی سیاسی است. نقش فیدل را باید در همین بستر تاریخی فهمید.

فیدل و مسئله امپریالیسم

یکی از پایدارترین عناصر سیاست فیدل، مخالفت با سلطه امپریالیستی آمریکا بود.

تحریم‌های طولانی‌مدت آمریکا علیه کوبا و فشارهای اقتصادی و سیاسی واشنگتن، بخش جدایی‌ناپذیری از تاریخ جمهوری کوبا پس از انقلاب بوده است. امروز نیز، در صدمین سال تولد فیدل، کوبا با بحران اقتصادی عمیقی روبه‌روست و فشارهای آمریکا همچنان یکی از عوامل مهم در شرایط دشوار اقتصادی این کشور محسوب می‌شود.

اما مخالفت با امپریالیسم به معنای چشم بستن بر مشکلات داخلی کوبا نیست.

یک دیدگاه مارکسیستی جدی نمی‌تواند هرگونه انتقاد از سیاست‌های دولت کوبا را به حساب تبلیغات امپریالیستی بگذارد. همان‌گونه که نمی‌توان فشار و محاصره امپریالیستی را نادیده گرفت، نمی‌توان مشکلات اقتصادی، ضعف‌های مدیریتی، محدودیت‌های سیاسی و تناقض‌های ساختاری تجربه کوبا را نیز انکار کرد.

دفاع از انقلاب کوبا با مقدس کردن دولت کوبا یکی نیست.

این تمایز برای چپ انقلابی اهمیت اساسی دارد.

مسئله دموکراسی و قدرت سیاسی

یکی از مهم‌ترین پرسش‌هایی که تجربه کوبا در برابر مارکسیست‌ها قرار می‌دهد، مسئله رابطه میان حزب، دولت و توده‌های مردم است.

انقلاب برای حفظ خود در برابر ضدانقلاب و مداخلات خارجی نیازمند سازمان سیاسی و قدرت دولتی بود. اما این واقعیت نباید به این نتیجه منجر شود که هر محدودیت سیاسی را می‌توان با ضرورت دفاع از انقلاب توجیه کرد.

سوسیالیسم، اگر قرار است رهایی طبقه کارگر و زحمتکشان از مناسبات استثمارگرانه باشد، نمی‌تواند صرفاً به مالکیت دولتی بر ابزار تولید محدود شود. مسئله مشارکت واقعی کارگران در تصمیم‌گیری اقتصادی و سیاسی، کنترل اجتماعی بر قدرت، امکان نقد و اصلاح سیاست‌ها و نقش مستقل توده‌های مردم نیز بخشی از مسئله سوسیالیسم است.

این پرسش‌ها را نمی‌توان با شعار پاسخ داد.

به همین دلیل، ارزیابی میراث فیدل باید همزمان دو جنبه را دربرگیرد: دفاع از حق مردم کوبا برای استقلال و حاکمیت در برابر امپریالیسم، و بررسی انتقادی مناسبات سیاسی و اقتصادی شکل‌گرفته در داخل کشور.

آیا بحران امروز کوبا میراث فیدل است؟

این پرسش امروز بیش از هر زمان دیگری مطرح است.

در صدمین سال تولد فیدل، کوبا با بحران جدی اقتصادی، کمبود سوخت و دارو و خاموشی‌های گسترده روبه‌روست. گزارش‌های اخیر از خاموشی‌هایی خبر می‌دهند که در برخی مناطق به بیش از ۲۰ ساعت در روز رسیده است. دولت کوبا نیز در سال ۲۰۲۶ مجموعه‌ای از اصلاحات اقتصادی را برای افزایش نقش سرمایه خصوصی و سرمایه‌گذاری خارجی تصویب کرده است؛ اصلاحاتی که نشان‌دهنده فشار شدید شرایط اقتصادی بر مدل اقتصادی موجود است.⁠

اما ساده‌سازی این بحران و نسبت دادن تمام مشکلات کوبا به یک فرد یا یک سیاست نیز تحلیل مارکسیستی نیست.

اقتصاد کوبا دهه‌ها تحت فشار تحریم‌ها و محاصره اقتصادی آمریکا قرار داشته است. همزمان، وابستگی‌های اقتصادی تاریخی، ناکارآمدی‌های داخلی، ضعف بهره‌وری، مشکلات ساختاری اقتصاد دولتی و تصمیمات نادرست اقتصادی نیز در شکل‌گیری بحران نقش داشته‌اند.

فیدل را چگونه باید به خاطر آورد؟

فیدل کاسترو را نمی‌توان از تاریخ انقلاب کوبا جدا کرد و انقلاب کوبا را نیز نمی‌توان از تاریخ مبارزه ضد استعماری و ضد امپریالیستی قرن بیستم جدا کرد.

او در دورانی ظهور کرد که امپریالیسم آمریکا در آمریکای لاتین نقش تعیین‌کننده‌ای داشت و دولت‌های وابسته و دیکتاتوری‌های نظامی یکی پس از دیگری سرکوب جنبش‌های مردمی را بر عهده داشتند.

اهمیت فیدل در این بود که نشان داد یک ملت کوچک می‌تواند در برابر قدرتی بسیار بزرگ‌تر ایستادگی کند

میراث فیدل و وظیفه کمونیست‌ها

امروز که صد سال از تولد فیدل می‌گذرد، مهم‌ترین ادای احترام به او تکرار شعارهای گذشته نیست.

ادای احترام واقعی به تجربه انقلاب کوبا، مطالعه جدی آن است.

باید پرسید:

چگونه یک جنبش انقلابی توانست قدرت سیاسی را در دست بگیرد؟

چگونه در برابر فشار امپریالیستی مقاومت کرد؟

چه عواملی باعث شد دستاوردهای مهم اجتماعی در آموزش و بهداشت ایجاد شود؟

چه تناقض‌هایی در ساختار اقتصادی و سیاسی آن شکل گرفت؟

رابطه میان دولت و طبقه کارگر چگونه تحول یافت؟

و مهم‌تر از همه، چگونه می‌توان از تجربه کوبا برای مبارزات امروز طبقه کارگر و زحمتکشان جهان آموخت؟

در جهانی که سرمایه‌داری جهانی با بحران‌های پی‌درپی روبه‌روست، جنگ‌ها و رقابت‌های امپریالیستی گسترش یافته‌اند و بخش بزرگی از بشریت با فقر، استثمار و ناامنی اقتصادی دست‌وپنجه نرم می‌کند، مسئله مبارزه برای جامعه‌ای عاری از استثمار همچنان به قوت خود باقی است.

از این زاویه، تجربه انقلاب کوبا هنوز ارزش مطالعه دارد.

نه برای تکرار مکانیکی آن، بلکه برای فهمیدن آن.

نه برای ساختن اسطوره، بلکه برای آموختن از تاریخ.

و نه برای تقدیس فیدل، بلکه برای فهمیدن اینکه چگونه یک انقلاب کوچک توانست برای دهه‌ها در برابر یکی از قدرتمندترین نظام‌های امپریالیستی جهان ایستادگی کند.

ناصر     شهریور ۱۴۰۵

رنجبر ۲۵٦Download
رنجبر ۲۵۵Download
رنجبر - ۲۵۴Download
رنجبر ۲۵٣Download
رنجبر ۲۵٢Download
رنجبر ۲۵١Download
رنجبر ۲۵۰Download
رنجبر ۲۴٩Download
رنجبر ۲۴٨Download
رنجبر ۲۴٧Download
٢٤٦Download
©2026 www.ranjbaran.net | Design: Newspaperly WordPress Theme