Skip to content

www.ranjbaran.net

حزب رنجبران ایران

Menu
  • خانه
  • زیست محیطی
  • دیدگاه و مقالات
  • کارگری
  • آرشیو نشریه رنجبر
  • اسناد حزب
  • آثار کلاسیک مارکسیستی
  • تماس با ما
  • جانباختگان
  • ویدیوها
  • زنان
Menu

جنبش های اجتماعی به خیابان باز می گردند

Posted on 06/09/2026

 ایران همچنان در شرایط “نه جنگ نه صلح” به سر میبرد و هنوز سرنوشت جنگ و وضعیت نه جنگ و صلح در هاله ای از ابهام است. در شرایط کنونی، در ایران و آمریکا و حتی کشورهای بزرگ، بحث بر سر چگونگی پایان جنگ با شدت در جریان است. جریان راست افراطی در آمریکا بر فشار بیشتر به ایران و همزمان ضربات مقطعی به ایران تأکید میکنند و حزب دموکرات ظاهراً مخالف جنگ و گران شدن زندگی مردم در آمریکا هستند. در ایران، جمهوری اسلامی بر ادامهٔ مقاومت در زمینه های سیاسی، نظامی و اقتصادی تأکید دارد و هر دو خود را برندهٔ جنگ میبینند. در این اختلافات، نه در ایران و نه در آمریکا بحث تأثیر جنگ بر زندگی طبقات فرودست اجتماعی بسیار کمرنگ است؛ آنچه در آمریکا بر سر گران شدن بنزین به عنوان تبلیغات ضد جنگ به جریان افتاده، بیش از پیش جهت انتخابات قریب الوقوع در آمریکاست. مسئله در آمریکا بیشتر سود کمپانیهای آمریکا اعم از نظامی و تکنولوژیکی مورد توجه قرار میگیرد و ایران که قبلاً هم دچار بحران اقتصادی و اجتماعی بوده، در محدودیت شدید و محاصرهٔ اقتصادی بیش از پیش درگیر مشکلات اقتصادی، نظامی و سیاسی است.

ایران در حال تلاش برای بازدارندگی نهایی در برابر آمریکا است و آن را در تکامل سلاحهای نظامی و ساختارهای قدرت میبیند. فشار آمریکا بر ایران که از قبل با تحریم های اقتصادی شروع شده بود، تشدید شده است و آمریکا با محاصرهٔ اقتصادی، فشار به متحدین برای توقف معاملات اقتصادی با ایران، تلاش برای ناامن کردن راههای زمینی بارگزاری به کشورهای همسایهٔ ایران، ایجاد پیمان های مخالف با جمهوری اسلامی، حفظ فضای نه جنگ و نه صلح و بالاخره جنگ سایبری را دنبال میکند. از طرف ایران، بالا بردن هزینهٔ جنگ برای آمریکا، بستن تنگهٔ هرمز برای صدور نفت و کالاهای پتروشیمی، جدا کردن کشورهای عربی از آمریکا، کوبیدن بر طبل پیروزی در جنگ و بازسازی سریع ضربات نظامی و تا حدی غیرنظامی، آمادگی برای جنگی تازه، و ایجاد مشکلات سیاسی در جهت بی اعتبار کردن هژمونی آمریکا در دستور کار است.

روشن است که نقشهٔ آمریکا برای ویرانسازی اقتصاد ایران، ایجاد ناآرامی های اجتماعی و مجبور کردن ایران به تسلیم در برابر خواستهای آمریکا است، بویژه که جمهوری اسلامی رژیمی است که کاملاً مورد اعتراضات  عمومی مردم است؛ رژیمی که در طی ۴۷ سال هیچگونه حقی برای فرودستان جامعه قائل نشده است و آنچه را مردم به دست آورده اند با فشار جنبش اجتماعی در کف خیابانها بوده است. وضعیت نه جنگ و نه صلح تا زمانی که تابآوری اقتصادی وجود داشته باشد، هنوز تعیین کننده نیست؛ این وضعیت وقتی به بحران و ویرانسازی منجر میشود که ایران تاب‌آوری اقتصادی خود را از دست داده و دو فشار همزمان جنگ و بحران اجتماعی و اعتراضات اجتماعی باعث بهم خوردن تعادل نظامی-اقتصادی شده و ایران را وادار به تسلیم در برابر خواست آمریکا کند. به هر حال، محاصرهٔ دریایی ایران از طرف آمریکا و بستن تنگهٔ هرمز از طرف ایران، برای هر دو کشور دارای نکات مثبت و منفی متعددی است که برای باز شدن این گرهٔ کور خاورمیانه باید آن را با تعادل نظامی و سیاسی ارتباط بین ایران و آمریکا و نیز تعادلهای رقابتی بین ابرقدرتها در نظر گرفت. اما تا به حال آمریکا عملاً بسیاری از مواضع سیاسی و حتی پایگاهی خود را از دست داده است و وضعیت نه جنگ و نه صلح میتواند این وضعیت را برای آمریکا بدتر هم بکند.

با توجه به وضع خطیر کنونی، جنبش بازنشستگان به خیابان بازگشته است و در برخی شهرها در برابر نهادهای دولتی دست به اعتراض زده اند. مدتی قبل، کارگران هم در محل های کار دست به اعتراض و اعتصاب محدود زده اند. ما قبلاً هم نوشته ایم که گرانی و رشد سرسامآور تورم و ویرانی گستردهٔ کارخانجات و مراکز تولید و دانشگاهها و مراکز غیرنظامی، فشار مضاعفی به مردم و رژیم اسلامی وارد کرده است. کارگران و بازنشستگان در اعتراضاتشان، مسئلهٔ گرانی و تهی شدن سفره ها از حداقل یک زندگی در حد فقر و حتی پایین‌تر از آن را به یک خواست محقانه تبدیل کرده اند که مورد حمایت دیگر اقشار زحمتکش نیز قرار گرفته است.

برای مقابله با محاصرهٔ اقتصادی و به راه انداختن چرخه های اقتصادی، رژیم به طور دائم در حال وعده و وعیدهای مختلف در محافل تبلیغاتی خود است، اما وقتی مردم میبینند که کالاهای اولیه مانند مواد غذایی حتی اجازهٔ تهیهٔ یک وعدهٔ غذای مناسب در هفته را هم نمیدهند و گوشت و شیر به دلیل گرانی بیش از حد از سفرهٔ بسیاری از مردم ناپدید شده است، وقتی خانواده های طبقات کم درآمد اجتماعی حتی با برخوردار بودن از بیمه های درمانی باید بیش از پیش هزینه ها را خود بپردازند و همزمان با قبض های آب و برق گرانتر شده روبه رو هستند، در حالی که ایران با رشد بیکاری فزاینده روبه   رو است و درآمدها بشدت کاهش یافته ولی قیمتها رشد صعودی داشته، مجبور است دست به اعتراض به وضع موجود بزند. در برابر وضعیتی چنین، برای خاموش کردن آن، برخورد با هر اعتراضی مهر امنیتی به خود میگیرد. وعده و وعید برای مردم نان و آب نمیشود؛ به جای آن، هر روز سفرهای کربلا و نجف و برپایی مرگ و تولد امامان شیعه با صرف میلیاردها تومان پولی که باید صرف رفاه و آسایش جامعه شود، جامعه را به سوی فقر و گرانی و دزدی و رشوه خواری بیشتر پیش میبرد.

در بسیاری از واحدهای تولیدی، کارگاهها و کارخانه ها، کارگران و کارکنان آنها ماهها حقوق طلبکار هستند و کسانی که به حکومت نزدیک هستند با حیف و میل پولهای دولتی به ثروتهای عظیم رسیده اند. چهرهٔ جامعهٔ طبقاتی ایران با این جنگ بیشتر نمایان شده است. روشن است که محاصرهٔ اقتصادی ایران یکی از دلایل گسترش بحران اقتصادی و فقر گسترده است، ولی نباید فراموش کرد که صحنه گردانی که هر روزه توسط نهادهای ضد فرهنگی ایران در برپایی جشنها و عزاداری های مذهبی انجام میشود، نشان میدهد که این رژیم هیچ ارزشی برای حفظ کرامت زندگی در ایران قائل نیست. در بحرانی ساختاری که امروز در همهٔ جهان، بویژه در ایران به طور مضاعف وجود دارد و هر لحظه امکان اعتراضات گستردهٔ خیابانی وجود دارد، رژیم به صورت فریبنده ای مجدداً دست به سوی اصلاح طلبان “تاریخ منقضی” مانند محمد خاتمی، رئیس جمهور سابق، دراز کرده است تا بازدارندگی و سوپاپ اطمینان تازه‌ای در برابر فشار از پایین ایجاد کند.

با توجه به وضعیت اسفبار کنونی که جنگ آمریکا و سیاست های ضد مردمی رژیم جمهوری اسلامی بوجود آورده اند، جنبش های اجتماعی در حال بازگشت به خیابان هستند. آنهم در شرایط پلیسی و امنیتی که رژیم دامن زده است.

با اینکه دولت دست به افزایش حقوق کارمندان تا حد ۲۰۰ درصد زده است، ولی تورم و گرانی آنچنان فشاری به طبقات متوسط و فرودست آورده است که افزایش های فوق هم نمیتواند تأثیر اساسی در زندگی مردم بگذارد. بحران اقتصادی این اصل اقتصادی را ثابت میکند که اضافه حقوق ها قادر به حل مسائل و مشکلات کارگران و زحمتکشان نیست و بدون تکامل جنبشهای مترقی اجتماعی از خواستهای صنفی به خواستهای سیاسی و خواست تغییر جامعه از یک نظام سرمایه داری به نظامی سوسیالیستی مبتنی بر “از هر کس به توانش و به هر کس به اندازهٔ کارش”، هر گونه تغییر در نظام سرمایه داری در جهت بهتر شدن وضع کارگران، سودگذار، ناپایدار و امکان بازگشت به عقب را دارد.

در چنین شرایطی، تلاش برای بهتر شدن جامعه ، مشکلات حل نخواهد شد؛ فقط تلاش برای ایجاد جامعه ای نوین مبتنی بر تغییر قدرت سیاسی و به زیر کشیدن رژیم سرمایه داری، تلاشی در خدمت واقعی کارگران و زحمتکشان خواهد بود. سرمایه داری در بحرانهایی درگیر است که دیگر قادر به  اصلاحات اساسی اجتماعی برای کمک به نیروی کار نیست؛ اصلاحاتی که هنوز انجام نشده، در بحرانهای بعدی سیستم سرمایه داری رنگ میبازد. به جای اصلاحات، انقلاب اجتماعی لازم است که دولت و نظام سرمایه داری را از جامعه به زیر بکشد؛ تغییری که همراه با قدرت‌گیری تولیدکنندگان اجتماعی فرودست باشد.

ع.غ

رنجبر ۲۵٦Download
رنجبر ۲۵۵Download
رنجبر - ۲۵۴Download
رنجبر ۲۵٣Download
رنجبر ۲۵٢Download
رنجبر ۲۵١Download
رنجبر ۲۵۰Download
رنجبر ۲۴٩Download
رنجبر ۲۴٨Download
رنجبر ۲۴٧Download
٢٤٦Download
©2026 www.ranjbaran.net | Design: Newspaperly WordPress Theme