Skip to content

www.ranjbaran.net

حزب رنجبران ایران

Menu
  • خانه
  • زیست محیطی
  • دیدگاه و مقالات
  • کارگری
  • آرشیو نشریه رنجبر
  • اسناد حزب
  • آثار کلاسیک مارکسیستی
  • تماس با ما
  • جانباختگان
  • ویدیوها
  • زنان
Menu

جهان مشترک سوسیالیستی، تنها راه نجات (۴)

Posted on 07/10/2026

بیش از صد سال مبارزهٔ متشکل طبقهٔ کارگر و جنبش کارگری و کمونیستی ایران و تلفیق کمونیسم علمی با شرایط مشخص — که شناخت دوستان و دشمنان انقلاب در مرکز موضوع مورد مناقشه در این روند تاریخی بوده — درس‌هایی آموخته است. از جمله، روی دو نکتهٔ زیر است که ضروری است در اوضاع کنونی آن‌ها را چراغ راهنمای خود قرار دهیم:

یکم

استقلال و رهایی طبقهٔ کارگر از مسیر مبارزهٔ اکثریت عظیم توده‌های ستمدیده و استثمارشونده علیه امپریالیسم، سرمایه‌داری و ارتجاع می‌گذرد. در نتیجه استقلال طبقهٔ کارگر و امر رهایی‌اش نه تنها در گرو سازماندهی خود به عنوان یک طبقهٔ آگاه سیاسیِ مستقل با حزب کمونیست (پیشقراولان خود) است، بلکه محتاج به ایجاد وسیع‌ترین سازمان‌های توده‌ای دربرگیرندهٔ کلیهٔ جنبش‌های اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی با برجستگی جنبش زنان و محیط‌زیست است. یعنی برنامهٔ سیاسی طبقهٔ کارگر ایران (سوسیالیسم) باید دربرگیرندهٔ مبارزه علیه امپریالیسم، سرمایه‌داری و ارتجاع داخلی باشد.

دوم

طبقهٔ کارگر ایران با دشمنان پرقدرت داخلی و خارجی متعددی روبروست؛ دشمنانی که به آسانی حاضر نیستند صحنه را ترک کنند. در نتیجه طبقهٔ کارگر برای پیروزی و رسیدن به جامعهٔ سوسیالیستی مجبور است مسیر سخت، پرپیچ‌وخم و طولانی را طی کند. باید توانایی یابد نه تنها به‌طور ساختاری دوستان و دشمنان خود را خوب بشناسد، بلکه پیچش‌های سیاسی آن‌ها را در روند مبارزهٔ طبقاتی و در صحنهٔ سیاسی جامعه و جهان دنبال کند و با اتخاذ سیاست‌های دقیق و مشخصِ منطبق با اوضاع تغییریافته و خواست توده‌ها، صفوف دوستان را گسترش دهد، با تمرکز نیرو و وحدت‌های پایدار، دشمن را تا حد ممکن منفرد سازد و در نبردهای پی‌درپی، یک‌به‌یک آن‌ها را از پا درآورد.

دشمنان و دوستان ما کیا هستند؟

پاسخ به این پرسش مهم‌ترین موضوعی است که باید بدان پرداخت؛ چون ارتباط نزدیکی با علل اساسی ناکامی جنبش کارگری و کمونیستی در این سال‌های طولانی دارد. برای یافتن پاسخ درست باید سیر تکاملی سرمایه‌داری جهانی، رسیدن به دوران امپریالیستی و تأثیرات آن را در ایران دنبال کنیم. در آخرین تحلیل، شکست یا پیروزی حزب سیاسی طبقهٔ کارگر بستگی به درستی یا نادرستی خط‌مشی سیاسی آن دارد. خط‌مشی سیاسیِ درست از تحلیل مشخص از شرایط مشخص ایران، بر اساس شناخت از دوستان و دشمنان طبقهٔ کارگر است.

سرمایه‌داری در روند سلطه‌گرانه و خونین خود به امپراتوری عظیم جنگیِ نابودکنندهٔ کل بشریت تبدیل شده است. بحران ساختاریِ چندلایهٔ آن، رهبران بی‌شعوری را تولید کرده و می‌کند که راه خروج را در ایجاد هرج‌ومرج، دامن زدن به جنگ و تقویت گرایش راستِ فاشیستیِ ضدکمونیستی می‌دانند.

انقلاب ایران جزئی از این رستاخیز جهانی است که به درستی مهر دوران تاریخی «امپریالیسم و انقلابات پرولتاریایی» را توسط لنین بر پیشانی دارد. قرن بیستم و بیست‌ویکم، قرن بیداری، مقاومت و مبارزه است. کارگران و آزادی‌خواهان ایران تحت تأثیر انقلاب سوسیالیستیِ کارگریِ اکتبر برخاستند، خود را سازمان دادند و در عمل به آلترناتیو برای رهایی ایران از سلطهٔ امپریالیسم و استثمارگران به امید ادامهٔ انقلاب جهانی پس از شکست انقلابات اروپایی تبدیل شدند؛ و لنین به درستی از ایران نام می‌برد.

سرمایه‌داری و تولد بورژوازی ایران

سرمایه‌داری شدن جامعهٔ ایران نه از خودجوشیِ صنایع بومی هزاران‌سالهٔ ایران و در خدمت بهبود زندگی مردم ایران، بلکه از خارج و طبق ضرورت‌های استعماری و امپریالیستی وابسته به سرمایهٔ خارجی شکل گرفته است و تا به امروز این گرایش جریان اصلی سرمایه‌داری ایران را تشکیل می‌دهد.

رقابت‌های کشورهای استعمارگر و امپریالیستی و فساد و روحیهٔ نوکری و جیره‌خواریِ نمایندگان طبقات حاکم، اقتصاد رانتی و مافیایی، زمینه را برای غارت بیشتر و استثمار شدیدتر توده‌های کارگر و زحمتکشان فراهم ساخته است.

درک تفاوت میان سرمایه‌داری متروپل با پیرامونی دارای اهمیت فوق‌العاده‌ای است و نقش کلیدی در شناخت تضادهای طبقاتی کنونی در جامعهٔ ایران دارد. ایران در روند سرمایه‌داری شدن برخلاف اروپا که با تشکیل جامعهٔ مدنی و آزادی‌های سیاسی همراه بود، بنا بر احتیاج امپریالیسم و سرمایه‌داری رانت‌خوار و وابسته، تا به امروز با سرکوب و دیکتاتوری مطلقه روبرو شده است.

روی کار آوردن رضا شاه به پیشنهاد کنسول انگلیس و با موافقت حکومت انگلیس، با هدف سرکوب جنبش متشکل کارگری ثبت شده است. او طی شانزده سال حاکمیت نه تنها تشکیلات کارگری را نابود کرد، بلکه هرگونه مخالفت از سوی روشنفکران آزادی‌خواه و ملی‌گرا را هم با زندان، شکنجه و اعدام پاسخ داد. شیوهٔ حکومت‌داریِ مستبدانه ریشه در تاریخ هزاران‌سالهٔ ایران دارد و در دوران سرمایه‌داری شدن ادامه یافته است. این شیوهٔ حاکمیت نه از طبیعت رضا خان و نه خمینی، بلکه از ماهیت و نوع نظام سرمایه‌داریِ وابستهٔ ایران و شرایط تاریخی آن برمی‌خیزد. محمد رضا شاهِ تحصیل‌کردهٔ سوئیس و خمینیِ طلبهٔ حوزهٔ نجف را به حاکمان سرکوبگر تمام‌عمری تبدیل می‌کند.

دوران امپریالیسم که غارت مواد خامِ کشورهای پیرامونی در دستور کار است، بردگی و استثمار شدید کارگران را طلب می‌کند و این زور و سرکوب است که می‌تواند چنین شرایط دووجهیِ استثمار و غارت را فراهم سازد. (در اینجا باید نقش پررنگ خرده‌بورژوازی را هم در قدرت‌یابی بورژوازی و عملکرد آن در ایران به حساب آورد). خرده‌بورژوازی که در روند سرمایه‌داری ایران دامنه‌اش گسترش یافته، به عنوان یک جریان سیاسی نقش دوگانه‌ای را با طبقهٔ سرمایه‌دار و طبقهٔ کارگر بازی می‌کند. پس از انقلاب ۵۷ بیشترِ قدرتش در کلیهٔ زمینه‌ها، از بوروکراسی دولتی و نظامی گرفته تا بوروکراسی روحانیت تقویت یافته است.

بورژوازی ایران مار خوش‌خط‌وخالِ چندسری است که توانسته در برابر جنبش‌های عظیم اعتراضی توده‌ها دوام بیاورد و به سلطهٔ خود در قدرت سیاسی ادامه دهد. طبقه‌ای است که بنا به شرایط زمانی و مکانی رنگ عوض می‌کند و نقش بازی می‌کند. در اروپا در آغاز آزادی‌خواه و انقلابی است و انقلاب کبیر فرانسه را رهبری می‌کند و زمانی دیگر در آلمان سهمگین‌ترین ماشین جنگی را زیر پرچم ناسیونال-سوسیالیسم (نازیسم) به‌وجود می‌آورد.

بورژوازی در ایرانِ ارباب-رعیتی، تیول‌داری، ملوک‌الطوایفی و نیمه‌مستعمره، در میان رقابت‌های استعمارگران و قدرت‌های امپریالیستی هنوز جان آن‌‌چنانی نگرفته بود که زیر لوای استعمار انگلیس به قدرت رسید. انگلیسی‌ها رضا خان میرپنج را با کودتای سید ضیاء روی کار آوردند و ملی‌گرایی ایرانشهری را برای جلوگیری از رشد جنبش کارگری و کمونیستی پیاده کردند. با رشد بورژوازی اداری و نظامی در ایران و تبلیغات ناسیونالیستی، گرایش فاشیستی به رهبری محسن جهانسوز (مترجم کتاب «نبرد من» هیتلر) و نفوذ او در نیروی هوایی ایرانِ آن زمان و آشکار شدن تمایلات رضا شاه به جریان نازیسم باعث می‌شود که اربابش او را از تخت به زیر کشد، به جزیره‌ای دور در سواحل آفریقای جنوبی تبعید کند و پسر جوانش محمدرضا (سوئیس‌درس‌خوانده) را جایش بنشاند.

این روند دخالت‌گری امپریالیستی بار دیگر هنگامی که جنبش ملی شدن صنعت نفت در اوج خود است تکرار می‌شود. این بار امپریالیست تازه نفس، آمریکا، دست به کودتا می‌زند، مصدق را دستگیر و زندانی می‌کند و شاه فراری را به کشور بازمی‌گرداند تا بار دیگر خشن‌تر از گذشته جنبش عظیم کارگری و چپ ایران را سرکوب کند. اما دخالت‌گری خاتمه نمی‌یابد؛ با محمدرضا شاه رفتاری تحقیرآمیزتر داشتند. کل دستگاه نظامی، اداری و امنیتی ایران شاهنشاهی را دست‌نخورده تحویل قدرت سیاسی جدید دادند. آمریکا منافع خود را در پشتیبانی از خمینی تشخیص می‌دهد و از ترس روند انقلابی ۵۷ که می‌رفت به انقلاب ریشه‌ایِ کارگری و فرودستان تبدیل شود، از روی کار آمدن بازرگان پشتیبانی می‌کند.

جالب است اضافه کنیم این بورژوازی ایران درست به‌خاطر ماهیت شکل‌گیری‌‌اش، حتی گرایش به اصطلاح ملی‌اش هم از همان اولِ برخاستنش در صحنهٔ سیاسی امید به امپریالیسم آمریکا داشت و رهبرانش دل به یاری امپریالیسم تازه‌نفس در برابر پیر انگلیس بسته بودند. بجاست اشاره‌ای به یکی از تضادهای درون کنفدراسیون محصلین و دانشجویان ایران در سال‌های اولیهٔ تشکیل شود: طرفداران جبههٔ ملی همراه طرفداران خلیل ملکی (که زیر نام «سوسیالیست‌های اروپایی نیروی سوم» فعالیت می‌کردند) بودند که کنفدراسیون را به عضویت انترناسیونال ساخته‌وپپرداختهٔ سیا بنام کوسک (که مرکزیتش در هلند بود) درآورند که بالاخره هم موفق شدند.

اما برخاسته از ماهیت سرمایه‌داری ایران و وجود رقابت‌های قدرت‌های خارجی، یکی از ویژگی‌های طبقهٔ بورژوازی در این است که مداوم در جنگ درونی جناحی خود درگیر است. تضاد میان جناح‌های بورژوازی تا آنجا پیش می‌رود که برای براندازی هم توطئه می‌چینند و دست در دست خارجی‌ها می‌گذارند و علیه هم تا حد براندازی و کودتا پیش می‌روند. آگاهی از این ویژگی، نقش تعیین‌کننده‌ای در اتخاذ سیاست درست پرولتاریا در چگونگی برخورد با دعواهای درون‌طبقاتی بورژوازی دارد. ما در نیم قرن گذشته انعکاس پررنگی از این نوع تضادها را در جنبش‌های توده‌ای در جنگ کنونی شاهدیم.

تجربهٔ تاریخی و سلطهٔ جهانی امپریالیسم نشان می‌دهد در کشورهای پیرامونی، جناح‌های بورژوازی با گرایش استقلال‌طلبانه در صورتی پیروز می‌شوند که با نیروهای انقلابی، کارگری و سوسیالیستی همراه شوند؛ چون مبارزهٔ ضدامپریالیستی در این دوران بدون مبارزهٔ ضدسرمایه‌داری نمی‌تواند به سرانجام برسد. در ایران، تاریخ خونین سرکوب جنبش کارگری و کمونیستی تأیید می‌کند مبارزهٔ ضدامپریالیستی به‌طور مشخص پیوند مستقیمی دارد با برخورد به جنبش کارگری و کمونیستی. هیچ نیروی سیاسی در کشور ما نمی‌تواند ضد تشکل‌یابی مستقل کارگران باشد و سوسیالیست‌ها و کمونیست‌ها را سرکوب کند و خود را میهن‌دوست و ضدامپریالیسم بنامد.

اوضاع و وظایف کنونی ما

اوضاع دائماً در تغییر است. ایران ما بر سر چهارراه حوادث جهانی قرار دارد؛ جنگ و انواع مختلف آن به عنوان ادامهٔ سیاست نیروهای متخاصم گوناگون همچنان ادامه دارد. کشت‌وکشتار توده‌های مردم، کودکان و زنان در جریان است و اسرائیلِ نسل‌کش و آمریکای متجاوز برای تبدیل ایران به گورستانی چون غزه از هر اقدامی ابا ندارند. تضاد میان گرایش‌های مختلف بورژوازی، سرنوشت نامعلومی را برای عاقبت این جنگ رقم می‌زند.

پیمان آرمانی حزب رنجبران ایران برای رهایی طبقهٔ کارگر با جهان‌بینی کمونیسم علمی در مبارزه با رویزیونیسم و اپورتونیسم راست و «چپ» در سیاست و در نبردهای پی‌درپی تا حد مبارزهٔ مسلحانه با دشمنان قسم‌خوردهٔ طبقهٔ کارگر، آرزوی دشمنان و دستگاه‌های امنیتی رژیم شاهنشاهی و جمهوری اسلامی را به خاک سپرده است.

منطق حزب ما در این سال‌های طولانی، مقاومت تا آخر بوده است. پس از هر شکستی ادامه دهندگانی برخاستند، خون‌ها را شستند و با جمع‌بندی از اشتباهات با درایت‌تر به مبارزه ادامه دادند. این امر در مورد دیگر تشکل‌های کارگری و کمونیستی ایران هم صدق می‌کند. بارها دستگاه‌های امنیتی اعلام کردند که در ایران دیگر کمونیست و سوسیالیستی موجود نیست، اما در عمل در درون جنبش‌های کارگری و اجتماعی پیشروانی برخاستند و راه گلگون‌شده را ادامه دادند. این از منطق نهادینه‌شده در نظام سرمایه‌داری برمی‌خیزد و بر سنگ خارای حقیقتِ تئوری مبارزهٔ طبقاتی حک شده است: هر کجا استثمار و ستم هست، مقاومت موجود است.

انقلابیون ایران در مکتب طبقهٔ کارگر بر این اساس تربیت شده‌اند و آگاهند که هرجا ستم و استثمار هست، مقاومت و مبارزه ادامه دارد؛ و در عین حال رفقای ما تربیت شده‌اند که شرایط عینیِ ناشی از تضادهای طبقاتی خودبه‌خود منجر به انقلابی هدفمند با تغییر ریشه‌ای و حل تضادهای طبقاتی نمی‌شود. طبقهٔ کارگر احتیاج به حزب پیشرو سیاسی خود دارد که بتواند اکثریت عظیم توده‌ها را در مبارزه‌ای سخت، بغرنج و طولانی علیه بورژوازی حیله‌گر داخلی که دست در دست امپریالیست‌ها دارند، هدایت کند.

مارکس و انگلس از همان روزی که به درک ماتریالیسم تاریخی رسیدند و تئوری مبارزهٔ طبقاتی را عرضه کردند، یادآور شدند طبقهٔ کارگر احتیاج به حزب سیاسی پیشرو خود دارد و مانیفست حزب کمونیست را در سرلوحهٔ کار کارگری با شعار «کارگران جهان متحد شوید» قرار دادند.

درستی این نظریه در پیکارهای بعدی طبقهٔ کارگر بیشتر نمایان شد. بدون یک حزب انقلابی پرولتری، طبقهٔ کارگر به عنوان یک طبقهٔ آگاه سیاسی نمی‌تواند دشمنان خود (امپریالیسم و سرمایه‌داری داخلی) را سرنگون کند، ماشین دولتی بورژوازی را خرد سازد و قدرت سیاسی نوین پرولتاریایی را جای آن بنشاند.

بزرگ‌ترین دستاورد تاریخی طبقهٔ کارگر ایران این است که در همان روزهای اول سازماندهی خود در بندر انزلی، حزب کمونیست ایران را بنیاد گذاشت. این پیروزی تاریخی طبقهٔ کارگر همچنان مهر خود را بر جنبش کارگری زده است. امروز مشکل در کثرت احزاب است تا در نبودشان. پراکندگی کنونی جنبش کمونیستی ایران که کادرهای آن در میان چندین حزب و سازمان تقسیم شده‌اند، توانایی این جنبش را در ارائهٔ پاسخی درست و مشترک به وضع هرج‌ومرج ناشی از حملهٔ امپریالیسم و صهیونیسم به ایران تقلیل داده است. در نتیجه به درستی امر وحدت و یکی شدن در دستور کار جنبش کارگری و کمونیستی قرار گرفته است.

برای خاتمه دادن به پراکندگی کنونی در جنبش کارگری و کمونیستی ایران، احتیاج به تلاش همه‌جانبه برای جمع‌بندی مشترک (بر اساس واقعیتِ بیش از یک قرن مبارزهٔ متشکل طبقهٔ کارگر ایران) در پرتو اوضاع تغییریافته و صف‌آرایی‌های طبقاتی امروز جهان و ایران است. چنین اقدامی می‌تواند به امر چگونگی سیاست پرولتری در وضع کنونی خدمت کند و بر اساس خط‌مشی و تاکتیک مشترک در عمل و در پیوند فشرده با کف کارخانه‌ها، مؤسسات تولیدی و جنبش‌های اجتماعیِ کف خیابان، روند اتحاد و یکی شدن را نیرو بخشد.

کمونیست‌ها باید در خدمت تحقق این وظیفه، خط‌مشی سیاسی عمومی خود را به محک راستی‌آزماییِ عملی، منطبق با شرایط جامعهٔ کنونی ایران و اوضاع جهانی بسپارند و از طریق تحقیق و بررسی میدانی و تجزیه و تحلیل علمی و حقیقت‌جویانهٔ جمعی، شرایط را برای نوسازی جنبش کارگری و کمونیستی و اتحاد و همبستگی تا حد یکی شدن با اتکا به نیروهای نسل جوان کمونیست که در میدانند و از میان طبقهٔ کارگر برخاسته‌اند پیش ببرند.

خط‌مشی توده‌ای آن حلقهٔ اصلی زنجیر در کلیهٔ فعالیت‌هاست که کمونیست‌ها باید محکم در دست گیرند و با بیماری مزمن سکتاریستی و «چپ‌روانهٔ کودکی» مبارزه کنند؛ سیاست‌هایی را ارائه دهند که از خواست توده‌ها جان گرفته و مورد قبول آن‌ها باشد تا برای تحقق آن جان‌فشانی کنند، پیروزی به دست آورند و در عمل به قدرت و توانایی خود آگاه شوند.

از کجا باید امروز در پرتو این تاریخ خونین و اوضاع مشخص دوباره شروع کنیم؟

  • از مطالبات واقعی و ملموس مردم؛
  • از محل‌هایی که مردم واقعاً در آن زندگی و کار می‌کنند؛
  • از مبارزات کوچک و مشخص که امکان پیروزی، تجربه‌اندوزی و ایجاد اعتماد و سازمان‌یافتگی دارند.

با چه نیروهایی همراه شویم؟

  • با کارگران و زحمتکشان و تشکل‌های مستقل آنان؛
  • با جنبش‌های اجتماعی‌ای که مطالبات واقعی و عینی را مطالبه می‌کنند و برای تحقق آن‌ها به مبارزه برخاسته‌اند.

در چه زمینه‌هایی می‌توان حرکت کرد؟

  • مبارزه برای نان، دستمزد، کار و تأمین اجتماعی؛
  • دفاع از حق تشکل‌یابی، اعتصاب و اعتراض مستقل کارگران؛
  • مبارزه علیه خصوصی‌سازی، اخراج، قراردادهای موقت و شرایط استثماری کار؛
  • مسائل زنان و جوانان.

چگونه می‌توان گام‌به‌گام نیروی مستقل ساخت؟

۱. شناخت محیط واقعی و پیدا کردن مسائل و تضادهای مشخص هر محیط؛

۲. پیدا کردن افراد فعال و ایجاد اعتماد و ارتباط پایدار میان آن‌ها؛

۳. تبدیل نارضایتی‌های پراکنده به مطالبهٔ مشترک؛

۴. تبدیل مطالبهٔ مشترک به عمل جمعی و سازمان‌یافته؛

۵. ایجاد تشکل‌ها و شبکه‌های مستقل، حتی اگر در ابتدا کوچک باشند؛

۶. پیوند دادن تشکل‌ها و مبارزات پراکنده با یکدیگر؛

۷. از هر مبارزه، جمع‌بندی و تجربهٔ سیاسی استخراج کردن.

حزب ما باید خود را تمام و کمال در خدمت سازمان‌یابی طبقهٔ کارگر و فرودستان برای ایجاد تشکیلات مستقل کارگری بگذارد و در قلب توده‌ها استخوان‌بندی تشکیلاتیِ پیشرو خود را استوار سازد.

به پیش برای ایجاد وسیع‌ترین صف مستقل کارگری ضد جنگ تجاوزکارانهٔ آمریکا و اسرائیل!

نه به امپریالیسم و سرمایه‌داری، آری به نان، کار، سوسیالیسم!

محسن رضوانی

رنجبر ۲۵٦Download
رنجبر ۲۵۵Download
رنجبر - ۲۵۴Download
رنجبر ۲۵٣Download
رنجبر ۲۵٢Download
رنجبر ۲۵١Download
رنجبر ۲۵۰Download
رنجبر ۲۴٩Download
رنجبر ۲۴٨Download
رنجبر ۲۴٧Download
٢٤٦Download
©2026 www.ranjbaran.net | Design: Newspaperly WordPress Theme