در ماه اوت امسال (۲۰۲۶)، در مرز میان تبت چین و نپال، سیلابی عظیم از گل و لای از بالای کوههای نزدیک به هیمالیا به حرکت درآمد و در مدت کوتاهی دهها دهکده و هزاران خانه را در خود فرو برد و تا به حال باعث کشته و مفقود شدن بیش از ۵۶۰۰ نفر شده است که از این تعداد ۴۳ چینی کشته، تعدادی توریست و بقیه نپالی هستند. بر طبق برخی خبرها، دانشمندان زیستشناس و زمینشناس چینی هشدار داده بودند که یخچالهای قله کوههای منطقه در حال آب شدن و فروپاشیاند و احتمال سیلابهای بزرگ وجود دارد. اما گویا چین این هشدارها را جدی گرفت، ولی نپال نخواست یا نتوانست این هشدارها را جدی بگیرد.
یکی از دلایل آن، شرایط سخت منطقهای، مردمانی فقیر و دولتی فقیرتر و عدم توجه کافی به مردم منطقه هیمالیایی است که در سختترین شرایط کوهستانی زندگی میکنند. نه سازمانی برای اطلاعرسانی وجود داشت و نه بعد از حادثه امکانات کافی برای رسیدگی به بازماندگان حادثه. سیلابهای عظیمی که به حرکت درآمدند، هر چه را که در سر راهشان وجود داشت ویران کردند.
اگر این سیلابها را با دیگر سیلابهای مناطق اطراف و حتی جهانی در طی چند دهه قبل مقایسه کنیم، تعداد کشتهشدگان خیلی بالا نیست. اما تنشهای زیستمحیطی هر روز بیشتر شده و زمان اتفاقات ناگوار زیستمحیطی مانند آتشسوزیهای مرگبار، سیلهای ویرانگر، زمینلرزهها، فرورفتگی زمین و شکاف لایه ازون و عدم کیفیت و استانداردها برای تأمین آب آشامیدنی به اندازه کافی، محصولات غذایی با کیفیت خوب و هوای تازه، به اتفاقات عادی تبدیل شده است. برخی کشورها تلاش کردهاند که با استفاده از تکنولوژی مانند اطلاعات و دادههای ماهوارهای، سازماندهی نیروهای دفاع غیرنظامی و حفاظت از برخی مناطق به عنوان پارکهای ملی و استفاده از تکنولوژیهای جدید در جهت کم کردن استفاده از انرژیهای فسیلی و جایگزینی آن با انرژیهای تجدیدپذیر و پنلهای خورشیدی و…، جلوی خسارات بیشتر به جوامع انسانی را بگیرند. اما اینها بخش کوچکی است که در برابر ویرانیهای محیط زیست بسیار ناچیز است. در سال ۲۰۱۵ در کنفرانس پاریس ۱۹۵ کشور شرکت داشتند و تصمیم گرفته شد که گازهای گلخانهای را کاهش داده و کشورها متعهد شدند که تلاش کنند افزایش گرمای کره زمین را در حد ۱٫۵ درجه سانتیگراد محدود کنند. البته برخی از کارهای انجامشده جلوی رشد فزاینده را گرفته است، اما بیشتر تصمیمات کنفرانس پاریس به دلیل حرص سرمایهداری و رقابت افسارگسیخته امپریالیستی انجام نگرفته است. بهطور مثال طبق گزارش UNEP برای سال ۲۰۲۴، افزایش تولید گازهای گلخانهای (که عمدتاً از فعالیتهای «بشری» میآید) معادل ۵۷٫۷ میلیارد تن بوده که نسبت به سال ما قبل ۲٫۳٪ افزایش داشته است.
جهان روزانه نزدیک به ۱۰۰ میلیون بشکه نفت میسوزاند و سرمایهداری لولههای مکندهاش را برای تولید بیش از پیش و رقابت با دیگر کشورها و کمپانیهای رقیب به زیر زمین و منابع معادن و انرژی و مواد نایاب انداخته است. در راستای سود، به هیچ چیزی رحم نمیکنند. محیط زیست انسانی را با تولید عظیم زبالههای خطرناک آلوده کردهاند. ناشی از چنین فعالیتهای شدید سرمایهداری در محیط زیست، خود به عواملی مانند سرطان و دهها نوع دیگر از بیماری امکان رشد و گسترش میدهد. مقدار پولی که برای نگهداری محیط زیست و ضربههای طولانیمدتی که به سلامت محیط زیست وارد میشود، غیرقابل مقایسه است. برخی از آلودگیهای محیط زیست بیش از یک قرن بعد میتواند همچنان فعال باشد. کمپانیهای سرمایهداری در هر سال بیش از ۲۰ میلیون ماشین از جمله اتوبوس، ماشینهای شخصی و… تولید میکنند. مواد غذایی هر روز گرانتر و در عین حال بیخاصیتتر و آلودهتر و جمعیت جهان بیشتر شده است. بسیاری از آلودگیهای ناشی از فشار برای تولید بیشتر، زندگی طبیعی انسانها را به نابودی کشانده است. حتی فرصت استفاده از محیط طبیعی در برخی کشورها بسیار کمتر از گذشته است. سرمایهداری با فشار برای کار بیشتر و یا تحت فشار روانی بیشتر، حتی اجازه استفاده از محیط طبیعی را از انسان جامعه «متمدن و پیشرفته» گرفته است.
با اینکه دانشمندان زیستمحیطی خطر آلودگی را جدی میدانند، اما دلیل اینکه چرا دولتها بهصورت جدی و جمعی به مبارزه برای بازسازی طبیعت روی نمیآورند، دلایل زیر را میتوان ذکر کرد:
۱ – آمریکا به مثابه یکی از بزرگترین تولیدکنندگان گازهای گلخانهای، یکبار در سال ۲۰۱۷ و بار دیگر در ۲۰۲۶ از توافق پاریس خارج شد. چین در طی این مدت با تلاش برای رشد انرژیهای تجدیدپذیر بیش از پیش در حال کاهش گازهای گلخانهای است. اتحادیه اروپا تلاش دارد که تصمیمات کنفرانس پاریس را اجرا کند، ولی به علت وضعیت نابسامان اقتصادی و دنبالهروی در رقابت و سود بیشتر، قادر به برداشتن گامهای مؤثر نشده است. چین در این زمینه پیشروترین کشور در زمینه کاهش آلایندهها و استفاده از انرژیهای تجدیدپذیر است.
۲ – به علت اینکه سرمایهداری تحت سود حرکت میکند، ناچاراً تلاش میکند که کمترین هزینه را صرف حفاظت از محیط زیست، آن هم برای تضمین سلامت نیروی کار، نماید. سالها پیش مارکس در رابطه با طبیعت در کتاب سرمایه مفهوم «شکاف متابولیک» را مطرح کرد که به مفهوم کشاورزی صنعتی و جدایی شهر و روستا بین انسان و طبیعت ایجاد میکند. او مالکیت خصوصی بر زمین را پوچ خواند. انگلس در «دیالکتیک طبیعت» هشدار میدهد که انسان نباید خود را فاتح طبیعت بداند و برای هر پیروزی، از طبیعت انتقام بگیرد. لنین در نقد اکولوژیک سرمایهداری و برنامهریزی سوسیالیستی معتقد است که سوسیالیسم باید به جای غارت طبیعت، از برنامهریزی منطقی در خدمت انسان از منابع طبیعی استفاده کند. وی ویرانی کنونی محیط زیست را ناشی از انحصارات سرمایهداری و استفاده غارتگرانه از طبیعت میدانست. مائو تسهدونگ بعد از پیروزی انقلاب، مسیر «سبز کردن میهن» را پی گرفت. او برنامههای بلندمدت ۲۰ ساله و کوتاهمدت ۵ ساله را برای ایجاد یک محیط سبز با جنگلکاری و افزایش پوشش گیاهی به اجرا گذاشت. این نشان میدهد که رهبران پرولتاریا از مدتها پیش به نقش مخرب سرمایهداری در ویرانی طبیعت پی برده بودند.
حتی اقوام کوچنشین هم ارزش طبیعت را میدانستند. «رئیس سیتل»، رهبر قبیله سرخپوستان آمریکا «سوکوامیش و دووامیش»، از پیوند مقدس زمین با مردم بومی و پیوند ناگسستنی انسان به مثابه بخشی از زمین و زمین بخشی از انسان یاد میکند. محیط زیست از دیرباز برای بشریت مهم بوده است. اما امروز سرمایهداری کمترین نگاه انسانی را به طبیعت دارد. نگاه سرمایهداری به طبیعت «غارت منابع طبیعی و کسب حداکثر سود» است. ما در ایران با اطلاعاتی مواجهه هستیم که بسیاری از جنگلها به خاطر فروش غیرقانونی و بیرویه چوب از بین رفتهاند. مواردی وجود دارد که سرمایهداران بزرگ جنگلها را برای بهرهبرداری از معادن به شیوه کاملاً حریصانه و غیراستاندارد از بین بردهاند. و خاکفروشان جنوب به کشورهای خلیج، از جمله این رفتارهای سرمایهداری ایران است.
۳ – بسیاری از کشورهایی که کمتر محیط زیست را آلوده کرده و کمتر گازهای گلخانهای تولید میکنند، اکثراً از کشورهای فقیر جهان هستند. با اینکه کنفرانس پاریس تصمیم گرفت که به کشورهای فقیر در این رابطه کمک کند، ولی این امر در سطحی بسیار ضعیف انجام گرفته که اصلاً کفاف حل مسئله نمیکند.
با اینکه دیگر همه به جدی بودن خطر آلودگی محیط زیست انسانی و تبعات ناگوار آن برای کل بشریت آگاه شدهاند، اما حرص و ولع سرمایهداری اجازه جلوگیری از این خطر را بهصورتی بنیادی نمیدهد. یکی از درخواستهای مهم جهان امروز، رسیدن به محیط سالم و ساختارهای درست برای تأمین آینده بشریت است. موضوعی که مانند بسیاری دیگر از درخواستهای مهم مردم جهان، تا نظام سرمایهداری و تابعیت از سود و رقابت وجود دارد، امکان حل نهایی مسئله وجود ندارد. این راهحل به سازمان اجتماعی سپرده خواهد شد که شعارش «همه در خدمت یکی و یکی در خدمت همه» است.
مهران پیامی، ۱۴۰۵