انقلاب پیروزمند اکتبر ۱۹۱۷ به رهبری حزب بلشویک در کشور امپریالیستی روسیه، پس از انقلاب فوریه و روی کار آمدن کرنسکی، با شعار «همهٔ قدرت به دست شوراهای کارگری» و تحت رهبری حزب بلشویک به پیروزی رسید.
انقلاب اکتبر چین در سال ۱۹۴۹ طی مبارزهای سخت و پرپیچواخم علیه نیروهای فئودالی، گرایشهای سرمایهداری ملی و تجاوزگران امپریالیستی به پیروزی دست یافت.
این دو انقلاب پیوندی ناگسستنی با یکدیگر داشتند؛ هر دو توانستند از طریق یک حزب پیشروی طبقاتی – حزب کمونیستی که مارکس و انگلس در سال ۱۸۴۸ اولین بیانیهٔ آن را نوشتند – با توجه به شرایط مشخص جوامع کاملاً متفاوت روسیه و چین و از طریق تلفیق اصول مارکسیسم با این شرایط مشخص، به پیروزی برسند.
لنین در جمعبندی از پیروزی حزب بلشویک روی سه نکته تأکید دارد: ۱. تمرکز کار در میان کارگران که آن را نکتهای کلیدی توصیف میکند؛ ۲. دفاع از اصول مارکسیسم و تلفیق آن با شرایط مشخص روسیه؛ ۳. حرکت از خواست تودهها و ارائهٔ سیاستهایی که با مطالبات آنها تطابق داشته باشد.
مائوتسهدونگ ضمن یادآوری اینکه «توپخانههای انقلاب اکتبر، مارکسیسم را به چین پرتاب کرد»، بهکارگیری آن در چین و تلفیقش با شرایط یک کشور نیمهمستعمره و نیمهفئودال را تعیینکننده میداند. پس از بیش از یک دهه انحرافات راست و چپ در خطمشی حزب کمونیست چین، در نهایت خطمشی درستی منطبق با شرایط چین حاصل میشود؛ بهطوری که نیروی انقلاب (کارگران و دهقانان) در راهپیمایی طولانیِ مسلحانه و از طریق محاصرهٔ شهرها از راه روستاها علیه سه دشمنِ انقلاب دموکراتیک نوین، به رهبری طبقهٔ کارگر سازماندهی و مشخص میگردد.
پیروزی این دو انقلاب – یکی در اروپا و دیگری در کشوری آسیایی و در فاصلهٔ زمانی کوتاهی از یکدیگر – تحت رهبری احزاب کمونیستی که انقلاب جهانی را در دستور کار داشتند و از شعار «کارگران و خلقهای ستمدیدهٔ جهان، متحد شوید!» پیروی میکردند، چنان امیدی را برای نجات بشریت به وجود آورد که در شکست فاشیسم، ارتش سرخ در اروپا و ارتش تودهای چین در آسیا نقشی تعیینکننده ایفا کردند و شرایط را برای پیروزی سوسیالیسم در سراسر جهان مساعدتر ساختند.
اما در جهان هیچ راهِ هموار و مستقیمی وجود ندارد. پس از مرگ استالین – قهرمان مقاومت استالینگراد که در سوگواریاش میلیونها انسان در سراسر جهان گریستند – انحراف در رهبری حزب کمونیست شوروی مسلط شد. رویزیونیسم به رهبری نیکیتا خروشچف، با قضاوت یکجانبه دربارهٔ دوران رهبری استالین و نفی کامل دستآوردهای عظیم خلقهای شوروی، راه را برای بازگشت سرمایهداری در اتحاد شوروی هموار کرد. بدون شک این تغییر جهتِ خروشچف و پیروان او، لطمهٔ عظیمی به پیکار پیروزمندانهٔ کارگران جهان برای پیروزی سوسیالیسم و کمونیسم وارد ساخت. اما ادامهدهندگان جنبش کارگری و کمونیستی جهان در برابر این گرایشِ پسروانه (که برخی آن را «پایان تاریخ» و پیروزی نظام سرمایهداری نامیدند) ایستادند. در شرقی که لنین در سال ۱۹۲۲ تأکید کرده بود انقلاب جهانی را ادامه خواهد داد، مائوتسهدونگ در رأس حزب کمونیست چین پرچم سرخ و پیروزمند اکتبر را در برابر رویزیونیستهای جدید برافراشت و کارگران و انقلابیون جهان را به ادامهٔ راه اکتبر در دفاع از کمونیسم فراخواند.
حزب رنجبران ایران – که ادامهدهندهٔ نه تشکلِ پیروِ این راه، از جمله «سازمان انقلابی»، بود – با نقد حزب تودهٔ ایران و خطمشی رفرمیستی و رویزیونیستی آن که تحت هدایت مسکو حرکت میکرد، در اوایل دههٔ چهل پرچم انقلابیِ دو اکتبر را برافراشت و تا به امروز با تمام نیرو و استوار، با گذار از سختیها، در مسیر راستین دو انقلاب جهانی پرولتری گام برمیدارد.
حزب رنجبران ایران
۲۰ سپتامبر ۲۰۲۶ / ۳۰ شهریور ۱۴۰۵