تظاهراتی که ۷ دی ماه از اعتراض و اعتصاب بازاریان تهران به گران شدن دلار یا ارزان شدن نرخ برابری دلار با ریال بود، سریعا گسترش یافت و بیش از ۲۳۰ شهر را طی کمتر از ۱۲ روز در برگرفته است. برخورد دولت در روزهای اول قبول اعتراضات و عدم خشونت بود. ادامه تظاهرات اما در هر دو سوی به خشونت گرائید. دولت تحمل ادامه تظاهرات را نداشت و تظاهرات با نفوذ عناصر ناآگاه و مشکوک شعارهایی را که در تظاهرات و جنبش مهسا هر جه بیشتر مترقی و روبه رشد بود تلاش کرد به شعار پهلوی و سلطنت برگرداند و با خشونت بیشتر مواجه شد. روزهایی که جنبش کنونی از سر می گذراند با بیشتر شدن شعارهای پهلوی و سلطنت طلبان و رشد هژمونی طلبی آنها از یک سو و از سوی دیگر خشونت افسارگسیخته رژیم سرمایه داری اسلامی تبهکار حاکم به سوی شکست کشیده می شود . همانطور که تثبیت هژمونی بخشی از بورژوازی ایران زیر لوای خمینی و اسلام ، جنبش سال های ۵۶ و ۵۷ را به شکست کشاند؛ در صورت تثبیت شعارهای سلطنت طلبانه نقطه شروع شکست این جنبش خواهد بود.
مردم ما اعم از کارگران و دانشجویان و روشنفکران ، دیگر فرودستان جامعه در شرایطی که سازمان های مترقی توسط رژیم اسلامی قتل عام و شکنجه و زندان شده اند و یا در خارج از ایران بسر می برند و هیچ قانونی برای دفاع از آزادی های شخصی و اجتماعی و سیاسی یا وجود ندارد و یا درصندوق خانه دولت در حال خاک خوردن است – در یک دو سویه خطرناک بین یک دولت جنایتکار و یک اپوزیسیون پرو امپریالیستی سلطنت گیر افتاده اند. جنبش کارگری با تجربه از جنبش مهسا محتاط تر به آن برخورد می کند. دراین میان اما جنبش های دیگری مانند دانشجویان که بسیار در این دوره فعال هستند از میان این دو سویه ضد انقلابی در حال گذار از آن هستند. شعارهای آنها هم متفاوت است. این تفاوت نه تنها در شعارها بلکه ترسیم آینده هم هست. اگر در گذشته جنبش کارگری سند …..ماده ای را بیرون داد و مرزبندی خود را با دیگر نیروهای بورژوازی روشن کرد، امروز هم جنبش چپ و کارگری شرکت در جنبشی که مرزهای سیاسی و طبقاتی روشنی داشته و اجازه تحکیم هژمونی یک ارتجاع فاشیستی دیگری را نمی دهد، دنبال می کند. ما در شماره های قبل بر این امر تاکید کرده بودیم که افشای سلطنت طلبان و روشن کردن سیاست ها، عملکردها، ارتباطات و کمک های امپریالیست ها و از طرف دیگر سازماندهی جنبش کارگری وظایف فوری و ضروری این دوره از مبارزه است.
جنبشی که در کف خیابان قرار دارد، فشار مضاعفی را به رژیم اسلامی برای تصمیم گیری برای عقب نشینی و یا سرکوب وارد کرده است. دیروز خامنه ای به آنهایی که باعث به آتش کشیده شدن بانک ها و مساجد و پایگاههای اسلامی شده بودند مُهر خائن و جاسوس داد و در این نام گذاری یک قدم بیش از پیش برای کشتار تمام و عیار اعلام آمادگی کرد.
رژیم جنایتکار اسلامی حتی حاضر به زیر کشیدن عناصر فاسد و آبروباخته خود هم نیست. آنها سرسختانی هستند که تا دم مرگ به سیاست های به غایت ضد مردمی و ویرانگرانه شان ادامه می دهند. ما با ساختار فاسد و باندهای مافیایی در قدرت مواجه هستیم که دایره قدرت را محلی برای دزدی و غارت از بودجه های دولتی و خالی کردن جیب کارگران و زحمتکشان می بینند. این جنبش ادامه جنبش های ۴ دهه گذشته است که علیه خودکامگی و استبداد ادامه داشته است. جانباختگان این دور بازهم از مردم و جوانان زحمتکشی هستند که قادر به تامین حداقل زندگی نیستند. هیچ امیدی برای زندگی بهتر برای مردم باقی نگذاشته اند. اینها دیگر عناصر نفوذی نیستند. آنها برخاسته اند که از حقوق طبیعی و انسانی خود دفاع کنند.
بعدا از این سخنرانی، اینترنت در ایران قطع و خبرهای هولناکی از صدها کشته در شهرهای مختلف و بیمارستان هایی است که مملو از اجساد کشته شدگان و زخمی هاست که به نقل از بی بی سی به بیرون درز کرده است. این خبرها حاکی است که رژیم همچون گذشته سیاست سرکوب را انتخاب کرده است بویژه با حمایت های سخنگوی دارودسته های امپریالیسم آمریکا ترامپ از تظاهر کنندگان، بهانه ای برای کشتار بیشتر تحت عنوان دخالت خارجی را بوجود آورده است. خامنه ای و دیگر رهبران جمهوری اسلامی اخیراً سخنان متضادی را مطرح کرده اند. آنچه روشن است فشار تودهها از پائین اختلاف سلیقه برای توقف این جنبش را در بین مدیران ارشد رژیم جمهوری اسلامی تشدید کرده است. برخی خواهان سازش با غرب و آمریکا و دادن امتیازات و رسیدن به توافق و برخی موافق مقابله و سرکوب این جنبش بدون دادن هیچ امتیازی به غرب هستند. اینکه خشونت و کشتاری که رژیم کرده است دارای چه تبعات و پی آمدهای داخلی و بین المللی خواهد داشت. به موازنه قدرت در داخل کشور باز می گردد.
رضا پهلوی که روزی می گفت من به ایران نمی روم و روزی می گفت آماده بدست گرفتن رهبری مبارزات است. روزی از نیروهای امنیتی رژیم جمهوری اسلامی به عنوان محافظان ایران در آینده نام می برد و از افتخاراتش تماس با سران سپاه پاسداران بود. به ناگهان خود را با کمک های بی دریغ آمریکا و اسرائیل و نفوذ عناصر اطلاعاتی سپاه پاسداران در اطرافش در نقش رهبر فرض کرده و با سوء استفاده از فراخوان احزاب بویژه کُرد همزمان فراخوان آمدن به خیابان ها را می دهد. رضا پهلوی یکی از منتخبین آمریکا و اروپا برای آینده است. اینکه فردا رضا پهلوی مورد حمایت غرب قرار بگیرد زیاد دور از انتظار نیست. اپوزیسیون پروغربی برای این کار صف کشیده اند. ما مخالف انقیاد ملی توسط هر نیروی دخالتگر هستیم و سرنگونی رژیم اسلامی را نه وظیفه یک نیروی خارجی بلکه تکیه به نیروی خود و همراهی مردم ستمدیده جهانی می دانیم
تجربیات جنبش انقلابی سالهای ۵۶ و ۵۷ با شرایط کنونی دارای تفاوت ها و اشتراکات زیادی در مبارزه وفضای اجتماعی ایران دارد. در آن سالها هم اپوزیسیون های مختلف بورژوازی ایران به دو تکه شدند بخشی حاضر شدند با رژیم جدید کار کنند و برخی مانند بختیار همکاری با شاه را ادامه دادند. اما برای غرب متحد شدن آن بخش از بورژوازی که حاضر شد با همکاری خمینی آلترناتیوی اسلامی را جلو ببرد، قابل قبول تر بود و کنفرانس گوادالپ هم بر آن مهر تائید زد. مضمون این سیاست غرب نسبت به ایران همچنان باقی است اما در اشکال نوینی با شرایط جدید در حال اجراست.
جنبش هایی که به سرنگونی رژیم شاه انجامید، در طی سلطنت پهلوی شکل گرفته بودند برخی سازمان یافته و برخی ساماندهی نشده بودند. نفرت از رژیم استبدادی پهلوی و فضای بسته و سرکوبگرانه شاه ، این اجازه را به دستگاه روحانیت (که به علت داشتن مواضع ضد کمونیستی مورد حمایت شاه بود ) داد که به عنوان تنها آلترناتیو خود را با کمک نیروهای امپریالیستی بالا کشیده و به مردم تحمیل شود. موضوعی که در حال تکرار است. عناصری از نیروهای امریکایی و اسرائیلی با کمک رسانه ای مانند بی بی سی ، صدای آمریکا، ایران اینترناشنال ، من و تو و……..به رضا پهلوی و دمیدن در بوق هایشان تلاش دارند او را به چهره ای کاریزماتیک تبدیل کرده و به قدرت بنشانند و این همان کاریست که آنها با خمینی در سالهای ۵۶ و ۵۷ انجام دادند. اما این سیاست با موانع متعددی از جمله حضور نیروی جوان تحصیل کرده ، جنبش کارگری مبارز، و….. ، دولتی کاملا متهاجم و ایدئولوژیک در درون و چندپارگی غرب ( بین اتحادیه اروپا و آمریکا ) و حمایت چین و روسیه از عدم تغییر قدرت در ایران، روبرو هستند.
این اوضاع علاوه بر آن نیروی متحدی از چپها و دمکرات های پیگیر را می طلبد که علیه لات بازی و گردن کلفتی سلطمنت طلبان برای بدست گیری تظاهرات در داخل و خارج از ایران بایستند و اجازه ندهند همچون نیروهای حزب الله در سال های بعد از ۵۷ ، مخل تظاهرات نیروهای مترقی و پیشرو شوند. در تظاهرات های دور اخیر دو مسئله برجسته است ، نفرت بی پایان به رژیم جمهوری اسلامی ، طرد تفکرات مذهبی و استبداد سیاسی. این دو موضوع کار نیروهای پیشرو را برای سازماندهی آسانتر می کند. در عین حال ما می دانیم بعلت سرکوب طولانی کمونیست ها و محدود شدن مالی و رسانه ای ما در عرصه تبلیغات، جامعه و بویژه نسل جوان غیر دانشگاهی با خواست ها و تفکرات کمونیست ها بصورت بسیار کمتر آشناست. بسیاری از این آشنایی ها همراه با تبلیغات سنگین ضد کمونیستی از طرف جمهوری اسلامی و سلطنت طلبان با دروغ پردازی های حیرت آوری روبروست. ولی جنبش چپ دانشجویی در این مبارزات در حال آبدیده شدن و تجربه گیری های بیشتری است. جنبش کارگری از روز اول هم علیه نیروهای بورژوازی درون و بیرون حکومت موضع قاطعی داشت و تلاش کرد که اجازه ندهد طبقات حاکم جنبش کارگری را به پله ای برای رسیدن به قدرت تبدیل کند.
تاریخ نیروهای حاکم بعکس نیروی های کمونیست، حتی بعد از انقلاب مشروطیت تاریخ سرکوب آزادی، عدالت و عدم اجرای حداقل حقوق انسانی و نفی شهروندی انسان قرن بیست و بیست و یکم است. جنبش مشروطیت که بخاطر محدود کردن قدرت پادشاه شکل گرفت در نهایت با سرکوب های رضا شاهی به قدرتی مطلقه تر تبدیل شد. کاری که رضا شاه کرد در استبداد محمد رضا شاهی و خمینی و خامنه ای ولایت مدار تکرار شد. تاریخ ما تاریخ دخالت های نیروهای امپریالیستی برای بردن و آوردن هر دو رژیم پهلوی و اسلامی هم هست. دخالتی که همچنین ادامه دارد.
درعین حال طبقات فرودست اجتماعی هم بعد از دوران کوتاهی از سرکوب ها، مجددا خیابانها را اشغال کردند و به مبارزات تا سرنگونی این رژیم های مستبد و خودکامه ادامه دادند. تاریخ دوران جدید که با انقلاب مشروطیت در ایران پا به عرصه حیات گذاشت یکدم از مبارزات برای نفی استبداد و استثمار باز نایستاد. اما بورژوازی پراگماتیست از اصلاح طلب تا اصولگرا و هسته سخت قدرت در بیت خامنه ای قادر به فهم درست از تاریخ نیستند. دیکتاتورها تا زمانی که سر آنها را به سنگ نکوبی نه عقب می نشینند و نه قادر به اصلاح رفتار و نظریات خود هستند. سرنوشت آنها فقط فرستادنشان به گورستان تاریخ و بدست گیری قدرت توسط مردم و نیروهای مترقی و انقلابی است.
در عین حال فروکش این جنبش خیانت سلطنت طلبان و کسانی که خواستار قیام بودند ولی هنوز نفهمیده و نخواسته بودند که بفهمند با قیام تودهها علیه ارتجاع نباید بازی کرد،را بیش از پیش عیان کرد. متاسفانه در این شرایط خطیر عده ای از روشنفکران ایران که کاملا بسوی راست فاشیستی گرویده اند در نامه ای سرگشاده به ترامپ عملا خواهان حمله به ایران شده اند .
با کشتاری که جمهوری اسلامی و دخالت عناصر مشکوک در تحریک تظاهرکنندهگان انجام گرفته است، ترامپ پیام ادامه دهید کمک ها در راه است را داده است. پیامی که کاملا دخالتگرانه و خارج از عرف بین المللی است.
این جنبشی برحق با تمامی توطئه های گوناگون از تبلیغات و دروغ پردازی رسانه ای تا دخالت ها و نفوذ عناصر در بین تظاهرکنندگان، برعلیه رژیم جمهوری اسلامی علیه فساد و جنایت در جریان است. بدون شرکت در این حرکت، بدون افشای نیروی اپوزیسیون راست فاشیستی، بدون متحد شدن جنبش کمونیستی، بدون کار دقیق سازماندهی، بدون تلفیق کار علنی و مخفی پیشروان جنبش های مترقی اجتماعی در بین مردم، سرنوشت این جنبش می تواند به جنبش های گذشته تبدیل شود. وقت تنگ است. آنرا دریابیم واجازه ندهیم که تاریخی از شکست ورق زده شود.
اما تجربیات مثبت و منفی این جنبش ها راه انقلاب ایران را با دادن جانباختگان و سرکوب های زیادی بدست می آورد. راهی که نوید تحولات نوینی را در مبارزات طبقاتی می دهد.
ما به همه خانواده جانباختگان اخیر توسط رژیم جنایتکار اسلامی بخاطر از دست دادن عزیران شجاع و آزاده شان تسلیت می گوئیم. آنها پیام آوران آینده ای بهتر برای مردم هستند. یادشان گرامی باد
سرنگون باد رژیم جمهوری اسلامی
علیه فاشیست های سلطنت طلب و راست افراطی
ع.غ
دیماه ۱۴۰۴